تبليغاتX
بهار،پاییز،زمستان... فصل چهارم من نیست! - یادداشت


بهار،پاییز،زمستان... فصل چهارم من نیست!

ادبی

طرفدار صلح نیستم!

چیزی که این روزها زیاد می شنوم حرفه مفته! همه به هم می زنن. منم مجبور می شم بزنم. بین درسهایی هم که می خونیم از این حرفها هست تا دلت بخواد. روزنامه ها و اخبار که ظاهرا به خاطر حرف مفت زدن متولد شدن. حرف زدن محلی شده برای یادگیری روشهای نوین دله دزدی. چون همیشه یا در صدد پیچوندن هستیم یا در حال تمرین دروغهای پیشرفته یا در حال بد گویی از این و اون یا مشغول بحث های صد من یه غاز سیاسی. این وسط سر کی کلاه می ره خدا می دونه. خیلی وقتها هم این قدر دروغ می گیم که خودمون هم باورمون می شه. مسخره است ولی حقیقت داره! ما به خودمون هم دروغ می گیم! خوب چیز تازه ای هم نیست. اکثریت مردم مشکلات روانی دارن, چرا؟ چون در تنهایی وقتی به دروغهایی که گفتن فکر می کنن دچار سردرگمی درونی می شن به قول معروف با خودشون درگیری پیدا می کنن. اون جماعتی هم که دچار این مشکلات نیستن این قدر به خودشون دروغ گفتن که باورشون شده. یعنی یک لحظه در دروغهایی که دورو برشون پر شده تردید نمی کنن. حالا چرا دروغ ؟ من نمی فهمم. من اصلا سر در نمی یارم. اگه سیاست مدار باشن میشه گفت خوب شغلشونه. اگه سرمایه دار باشن میشه گفت سرمایه شون در خطره, مجبورن دروغ بگن. ولی بقیه مردم هیچ دلیلی برای دروغ ندارن.

مگه می شه شهدا با شهدا بجنگن؟
تو این چند وقت که نزدیک به یک سال می شه با خیلی از آدمهایی که به اسم مهاجر یا پناهنده یا هر چیز دیگه ای به این مملکت سفر کردن حرف زدم. آفریقایی هایی رو دیدم که از ترس کشته شدن فرار کردن. چرا؟ خودشون هم نمی دونن چرا؟ چون یه عده آدم از یه عده دیگه ای از آدمها خوششون نمی یاد. نه تنها هم دیگه رو می کشن بلکه سر زایمان بچه های هم دیگه رو می دزدن و سر می برن. چرا مگه اون بچه ای که هنوز یک ساعت از عمرش نگذشته چکار کرده که باید این بلا سرش بیاد؟ نمی دونم. توی میانمار یا برمه مردم حق زندگی کردنن ندارن حق تحصیل ندارن حق این که توی کشور خودشون مسافرت کنن ندارن, چرا؟ نمی دونم. وقتی می گم نمی دونم یعنی یک دلیل حتی غیر منطقی هم پیدا نکردم. توی آمریکا گزارشهایی هست که مسلمانها از مسلمانها فرار می کنن چرا؟ چون آقا توی کاباره رصد شده و مسلمونهای غیرتی حکم ارتدادش رو صادر کردن و دنبالشن که بکشنش. درباره ایران و افغانستان هم چیزی نمی گم که خلط مبحص پیش نیاد. فقط همینو بگم که کسی رو دیدم که از عراق آمده بود و به من گفت که خانواده شهیده! من خندم گرفت!( خدا از سر تقصیراتم بگذره) شاید اگه شما جای من بودید خنده تون نمی گرفت ولی حداقل به این موضوع فکر می کردید که آخه بابا کسایی که توی جنگ تحمیلی شهید شدن شهیدن اونهایی هم که برای عراق در همون سالها جنگیدن هم شهیدن؟! پس آخه مگه می شه شهدا با شهدا بجنگن؟ من نمی دونم.
من طرفدار هیچی نیستم و مخالف هیچ حزب و گروه و پارتی ای هم نیستم. یعنی با کسی کاری ندارم. به من ربطی نداره که کی چی می گه. هر کسی آزاده هر کاری که دوست داره انجام بده. نه طرفدار آزادی هستم. نه طرفدار دموکراسی هستم. نه طرفدار حقوق بشرم. نه طرفدار صلح ! چون همه این مزخرفات دروغهایی هستن که یه عده پشت تریبون ازش دم می زنن و یه عده دیگه به اسم آزادی, به اسم حقوق بشر, به اسم دین خون مردم رو می کنن توی شیشه! حسابشون با همون خدایی که ازش دم می زنن!

ما فقط دوست نیستیم!همین!
من گفتم که قرار ندارم که از چیزی طرفداری کنم و یا به کسی توهین کنم یا بیشتر از این حرف مفت بزنم. فقط می خواستم ببینم این وسط چی نصیب ما می شه؟ که قرارهم نیست چیزی از این شلم شوربا به ما برسه. کاری هم به زمین و آسمان و آفریقا و آمریکا و غرب وشرق ندارم. روی صحبت من با چن تا از بچه هایی که قبلا با هم دوست بودیم و یا الان با هم دوستیم و یا بعدا با هم دوست خواهیم شد. توی این چند وقت چیزی رو یاد گرفتم که در تمام عمرم خلافش رو تو گوشمون خونده بودن. چیزی که دلیل تمام کشتار دسته جمعی و فردی سراسر دنیاست که عایدیش هم توی جیب آقازاده های شرقی و غربی می ره. اون دروغ بزرگ که از وقتی پا به دنیا گذاشتیم توی خانواده توی کوچه توی بازار توی نماز جمعه توی کاباره پشت تریبون سیاستمدارها توی گوشمون خوندن کلمه مجهول الهویه دشمنی بوده. دشمن یعنی چی؟ چن جا که دم دست بود سر زدم تا یه معنی براش پیدا کنم. مثلا ادبیات فارسی به قول یکی از شارحان:
"در ادبیات ایران زمین از دشمن و دشمنی سخن بسیار رفته است. دشمن کسی است که در پندار و یا رفتار و کردار ،به ما آسیب می رساند ما از کردار دشمن می هراسیم. حسادت و بدسگالی نسبت به سرزمین دیگری و چیرگی بر آن از ویژگی های دشمن شناخته شده بود."
 و یا در لغتنامه معین چنین می خوانیم که:
"دژخیم (ص مرکب ) (از : دژ، به معني بد و زشت و درشت + خيم ، به معني خوي و خلق) بدخوي و بدطبيعت و بدروي . (برهان ). بدخصلت و زشت خو. (غياث ). بدخوي .بدخو. بدطبع. "
والبته در لغتنامه وبستر هم چنین آمده است:
"کسی که از او متنفر هستید. کسی که سلیقه ای مخالف شما دارد. کسی که با او در حال جنگ هستید. غریبه ای خارج از گروه شما."
خوب با توجه به این تعاریف اگر غریبه ای که نمی شناسیم رو وارد گروه خودمون کنیم یعنی که دیگه با ما دشمن نیست. یا اگر جنگ رو تعطیل کنیم دیگه کسی دشمن ما نیست. یا اگر بپذیریم که سلیقه مخالف ما هم هست( که یک امر بدیهیه) می شه جلوی دشمنی رو گرفت و براش راه حل پیدا کرد. و اگر با کسی که ازش متنفر هستیم دوستی نکنیم فکر کنم کافیه. یعنی شمایی که از من خوشت نمی یاد دلیل نداره که ما با هم دشمن باشیم. ما فقط دوست نیستیم. و این اصلا چیز عجیبی نیست. خیلی از آدمها با هم دوست نیستن والبته دشمن هم نیستن. خوب پس شدنیه! ولی نمی دونم چرا آدمها عاشق این هستن که با بقیه دشمنی کنن. البته این توهم بسیار واگیرداره و واقعا خطرناک. بسیار ساده است. ولی درکش سخته. اما اگه این دروغ بزرگ رو فراموش کنیم .اون وقت همه چیز زیبا می شه. همه آدمها دوست داشتنی می شن. می تونید همه رو دوست داشته باشید. و می تونید  توی خیابون قدم بزنید و به همه آدمها لبخند بزنید. من اینو دوست دارم. دوست دارم که آدمها به جای اینکه به فکر آزار هم باشن به فکر کمک به هم باشن. می دونم خنده داره . می دونم آدمهایی که این طوری حرف می زنن رو چی خطاب می کنن. ولی با همه اینها دوست دارم خنده دار و ابله باشم ولی در دنیایی زندگی کنم که هیچ کس دشمن کسی نیست. کسی به کسی از روی عمد آسیب نمی زنه. اگر دیگران اشتباه کردن می تونم بگم انسان جایز الخطاست. اشتباه می کنه. ولی ذات آدمها پاکه. کاری ندارم که دیگران چی می گن. دیگران خیلی حرفها می زنن. هر کسی به نفع خودش حرف می زنه. منم امروز به نفع خودم و دوستانم حرف می زنم. باور کنید همه آدمها مث هم هستن. هیچ کسی خونش از دیگران رنگین تر نیست. دنیا محل بسیار زیباییه اگر آدمها رو دوست بدارید. هیچ دژخیمی پشت درها نیست و به قول مولانا :

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

اگر به آدمها به چشم دشمن نگاه کنید دشمن می بینید. اگر به چشم دوست نگاه کنید دوست می بینید. حالا تصمیم با شماست. اگر می بینید که حرفهای من گویا نیست یا ناقص هستن یا مثل خودم شلخته هستن می تونیم به ترانه های پایین این نوشته رجوع کنید و اونها رو بخونید بعد تصمیم بگیرید.
حق یارتون!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 1:59 توسط علیرضاسلطانی| |


Design By : Night Skin