بهار،پاییز،زمستان... فصل چهارم من نیست!
ادبی
خواهش می کنیم ما را در جام شراب خود ببین! میخواهیم برویم کناردریا. دریای کنار هنوز زیباست! آه ! میدانیم از سبزه زار تا شالی زار هنوز زیباست! میخواهیم برویم کناردریا. دریای کنار هنوز زیباست! آه ! میدانیم از سبزه زار تا شالی زار هنوز زیباست! میخواهیم برویم کناردریا. دریای کنار هنوز زیباست! آه ! میدانیم از سبزه زار تا شالی زار هنوز زیباست!
عاشق جنگل و بوی ساحل هستیم .هوای یارو دیار به دلمان زده است!
عاشق جنگل و نم نم باران است دلمان.
هر جایی که با شیم نزدیک ایران است دلمان.
عاشق کویر و صحرا و بیابان است دلمان.
هر جایی که با شیم نزدیک ایران است دلمان.
عاشق جنگل و بوی ساحل هستیم . هوای یار و دیار به دلمان زده است.
میدانیم آن کسی که دوستمان می داشت برای ما بیقرار است.
با همان خاطره هایی که داشتیم بر سر راهمان چشم در راه است.
میدانیم آن کسی که دوستمان می داشت ما را در جام خود می بیند.
داخل آن جام شراب را عرض می کنم.
ما را دیوانه وار در خواب خود می بیند.
| Design By : Night Skin |

